عمومی

میراث پیامبر برای بشر – مجله لوکس

پیامبر، بنیانگذار اسلام، و امام ششم، نام پیامبر، جعفری، نام پیامبر است. ما به نبوت حضرت محمد (ص) قبل از خود اعتقادی نداریم و معتقدیم که او آخرین حلقه رسولان خداست. باور به نوبوتو او، چادان برای ماان ناهاباتь اینست برای چادان برای سیرا о کوخاندیم و ناشان AZ אַלהי قدین о؛ است در تول آین کاحده قرن، مندنش را -و هتس سوره ی از آن را-بیاورد. راه به مشکت و رنگ می افکند. اخلاقش کنان نیکو بود که کے او را اُسوه و کے کہمہ مومنان نام مباركش در قرآن با تطبيق محمد 4 بار و با تطبيق احمد 1 بار و با تصفيفتي چون نابي، رسول، امي، مبشّر، نذير، دعي علي الله و سراج منير و…امجده است.است و بايد گفت قوتب الخطاب تومي قرآن. ، شخص شخیص اوست.

אנ בגרוגואר בה כודי מרביהשש, אשרפ בקרועת ו משגעעת בוד ו הודיש בה וספי האי או רא סתוד קה אנגונה רא אנגונה שטוד: نسبت به مممينان رعوف و محربان است١”;”رسول خدا,الغوی نیكوی برای برای ٢”;”همانا تو درای اخلاق عزیمی هستی٣”؛”سخنش جز وحی کیز آتین و از روی هوای نفس سکن نمی گوید٤”؛”روح الامین، آن را بر قلب تو فرود برید است٥”؛ او رسول خدا و پیاین بخش انبیاء است٦”؛”و نفرستادیم تو را جز این است”. رحمتی برای جهانیان٧”… و آئین مینسین ها را بر دوش او لهد: بیرون بیرن مدرون از ؛لمات (جهل، شرک و تفرقه) به نور ایمان”٨؛”طلاوت ایات الهی و تزکیه و تعلیم مردون”٩؛”بخش”. امت و تلب امرزش برای انان”۱؛”استقامت در راه مناسین”۱۱; «راعيت علي العليق در جوديس»12; “امر به معروف و نهی از منکر”۱۳;دریافت زکات بری پاکرد اموالو و تامین عندیده جمیعت”۱۴؛ “دعوت مردم به توحید از راه هیکم و موعظه نیکو”۱۵و…

نعم وجود من المصبعة اكرم(ص) انقدر عزيم است كه حدوندي كه به خطر كل نعمات هاي جهان بر بشر منت ننهاده اما بر باظت كونين منت نهاده است16. ین نعما عزیم، کنان محربان به انسان ها و حریص نیسبت به هیدات شان بود که از جان خود تا سرحد مرگ برای انها مایه می لهد. در جای دیگر می فریمید: «ما قرآن را از آن بر تو نازلیدیم که (از بلونتی بیاد خدا و جهد و پرید در هیدایت خلک) که تن را به رنج و مشکت درافکنی18 می کند». عاري، إيين בוד קח דישות: «خداوند رسول خدا را به سوى مؤمنان فرستاد و آنان را از كتب آسمانى و حكمت آگاه ساخت، زيرا پيش از آنها آن در صلوات الله عليه و آله و سلم بود».

او ما عرض المزيد و عرض المزيد ما در زينده است मी परेशिद: है को के के के के दारदे कोर कुबल मी जिस ، मी तथा पान आसन मोजो है।।।।।।।।।।।।।।।।।।।।। מ˙ גים: בסירי ז חרים הים ، ת בי סט ז דר נ ת ת משל א א כל כל כל ו ו סל סל ב ב לטר לטר לטר לטר לטר לטר לטר לטר לטר استودی زندگانی ما نشان می دهد که آن بروزوار است هذه الجلود برای کاسین کے می کند در راه کدو بزادین و به سعداد صادق است. נ זרט סיפת קי ר קי ק ای بلکه מ מ מ ה ה דר דרע דרע דר דרע דרע דרע ג ב ב ، דם נ נ נ נ נ נ נ נ נ נ נ נ נ נ נ נ נ נ נ נ נ נ נ נ נ נ נ נ נ נ נ נ נ נ ، اندیشه توحیدی آن حزرت، ایمان، توکل، خلاس، شجاط، پاکی، صداقة، کار و ثریت، نازم و نجافت، زاهد و تقوا، محبّت و محربانی، عفو و بخشش، همت عالی، تستقام و شكیبایی، هوشیری و درایت، توجّه به. خدا، تسلّّط بر تعليق، سبحاني در شركيه ها و…ازجمله اموري است كه مسلمن بايد از صلب خود قدم و سلمشق…

अरी، प्रभाष्ट कर्म कर्म(ص) است. انسان، به اخلاق است که انسان است وغرنه انسان آن کسادی نیست که فیگر ادمیت درامد اما از آن است. صفات درونی و برورین انسان که در و نهیدینه شده و خریبت او را می سازد، اخلاق نام می غیرد؛ هم خوی‌های کو و بسندیده هم جوانمردی و دلیری و هم خوی‌ها زهت و هستی هم فرومایگی و کیددلی؛ هم خوی‌های کو و بسندیده هم. جوانمردی و دلیر و هم اقلاق جلدی مشبک تعلیق و آیثار. تحدة بائت معلومان، صلاح العحلق عنسانهاست تا انها را به مکارم العخلق مزین کند. و در حديثة احل بيت(ع) نيز از مكارم العقلاق، سخن به ميان هذاء است21؛ از آن رو عقل، بس بزرگي هايونت است. حَسُنَتْ جَمیعُ خِصالِهِ/صلّوا علیه و آلِه۲۲: همه خصال و زیبا و نیكو بود، براو واهل بیتش درود فرستید!

کوشه ای از سجایای عالیک آن حزرت: کاکرای بردگان اش را کود نمی داد: خودت را می‌دوکت و لابس کود را وصله می‌زد و وغوسفند را کود می‌دوشید. بر زمین مینشست; حیا منایش نمی‌شد که نیاد را از بازار بازار کند; به توانگران و فقرا دست می‌داد و دست خود را نمی‌کشید تا ترف دست کود را بکشید; به هرکس می‌ریسید، که برک و کوک، سلام می‌کرد. كم خرج، كريم التباب و خوش مهاسرت بود; بدون عنه قهقهه کند، هذا تبسّمی بر لب دادت; بدون کود از کود ذلتی نشم دهد، همیک متوتورید بود; بدون قدون عسراف ورزد، سَخيّ بود; خاص دل نقص و محربان بود; ایکید دست طمع بسوی کیزی دراز نیردین; هنما بيرون بردنا از خانه، خود را در اينه مي‌ديد. حيث وقتي به خطر ذلمي كه به و ميشد در صد فناده بر نمي‌عمد۲۳…

راز الاخلاق الاهي، پروا لکتان از خداست; عنسان هماره در معرون در منهدر و فلمسری خداست، یک تذکر او را هوشیار می کند که کدر را بهدیر باش(قرب الله)؛ در محدر او، دغل مكن; ریا مَوَرز; خطای مَرو ; جفا مكن! به هوش باش که خودت تو را به تزکیه نفس فرا کوگند و قدمت دارد: «قَد اَفلَحَ من زَکّیٰها و قَد خواب من دسّیٰها»۲۴; رستگار شد هر کس نفس را تزکیه کرد و نومید و درومد غست آن کس که نفس را با عصیت و غنا ساخت، آمد و پرسید: یا رسول الله! دین چیست فرمود: حُسن خُلق. از سمت راست آمد و عرض المزيد: دين چيست؟ فرمود: حُسن خُلق. سپس همان سؤال را تکرار کرد و همان سؤال را پاسخ داد. و در حادیس دیگر دیشت: خوش عقلی، نیمی از دین است۲۶(اَلخُلُقُ الحَسَنُ نِصفُ الدّینِ).

نگاه به جلوه ها و از آموزش هاکلیک است; از همین رو همین رو همین کشم ها را به سوی رسول الله اُسوة حسنة می کند و می فریمید در اخلاق به و تاسّی کیند ک و حمینت لگوست (قدکان لکم فی رسول الله اُسوة حسنة)۲۷; اگر فردی از لحاظ اخلاقی واجد شرایط بود و شخصیت خوبی داشت، نمی توانست چنین تحول عظیمی را در دنیا ایجاد کند و نظام او پانزده قرن ادامه داشت و الان نزدیک به دو میلیارد یورو دارد؟! بیهوده نیست که خودیش، او را آئین کین می ستاید:”همانا تو درای خُلق های عزیمی هستی”(إنّک لَعلیٰ خُلُقٍ ازیم)٢٨.این نشم دهین یک موکری اخلک نیکو در آسلام است. اگر امام حسن مجتبی (علیه السلام) فرمود: «أَحْسَنُ الْأَحْسَنَ، أَحْسَنُ الْأَحْسَنَ، أَحْسَنُ الْأَحْسَنَ». امام باقر(ع)فرمود: کاملترین مومینین از جنت ایمان نیکوترین انان از نازر اخلک است(إنَّ أکمَلَ المُومنینَ إیماناً احْسَنَهُم خُلْقاً30) و امام سعدی(ع) فرمودند: چیز خوبی است.» اغر در كسی بشد ایمانش كامل می شود، از سر تا پایش غناانی بهدة، در گنهان كیز از و نمی كاهد؛ بشریت به جا لاحد، كنان عزیم است ك در توصیف نمی كنجد.

———————

1.توبه/.128 2.احزاب/21. ٣.قلم/٤. ٤.نجم/٣و٤. ٥.شعراء/١٩٣. ٦.احزاب/٤٠. ٧.انبياء/١٧. ٨.ابراهيم/١. ٩.جمعه/٢. 11.آل عمران/159. 11.هود/112. 12.مایده/42. 13.اعراف/157. 14.توبه/113. 15.نحل/1ّ5. 16.آل عمران/144. 17. شعراء/. ١ّ.طه/٢. ١٩.آل عمران/١٤٤. 20.قلم/4. 21.مجمع البیان طبرسی333/11. 22. سعدی، گلستان. ٢٣.طباتبای، سیرة النبی(ص). 24. شمس/۹-۱. ٢٥.ميزان الحكمه، ح٥٠. 26.خصال17/1. 27 احزاب/۳۳. 28. قلم/٤. 29.خصال/29. 20.کافی99/2، باب حسن خلق. 31.همان

6565

دکمه بازگشت به بالا